آیینه بازی / مریم اعتصامی

:: آیینه بازی / مریم اعتصامی

   من طی مصاحبه ای که با خانم زهرا شکریان معلم مقطع دبستان و پیش دبستان مدرسه حضرت معصومه(س) زیراب داشتم تجربه جدید و لذت بخش ایشان را در درس ریاضی ثبت نمودم. 

   ایشان با موضوع عدم درک قرینه یابی توسط دانش آموزان در درس ریاضی مواجه گشتند. برای رفع این مشکل این معلم یک بازی جالب را طراحی کردند. در این بازی که آینه بازی آن را معرفی کردند.

    به وسیله یک طناب یا گچ موزاییک های کلاس را به دوقسمت تقسیم می کردند. در این بازی معلم در یک سمت از موزاییک ها قرار می گیرد و دانش آموز نیز باید در قسمت روبه روی معلم روی موزاییک قرینه بیاستد. اگر معلم یک موزاییک به جلو حرکت کرد دانش آموز نیز باید یک موزائیک به سمت جلو حرکت کند و اگر معلم دو موزائیک به عقب برود دانش آموز نیز باید دو موزاییک به عقب برود.

و این بازی آنقدر برای بچه ها تکرار می گردد که دانش آموزان با لذت قرینه یابی را به صورت غیرمستقیم می آموزند. 

منبع : تجربه معلمان حرفه ایآیینه بازی / مریم اعتصامی
برچسب ها : بازی ,معلم ,موزاییک ,دانش ,آموز ,قرینه ,دانش آموز ,دانش آموزان ,قرینه یابی

مدرسه زیبا می شود / تهیه کننده: انیسه امیردهی

:: مدرسه زیبا می شود / تهیه کننده: انیسه امیردهی

تجربه ای از معلم محترم پایه دوم، فریبا بیگلراحمدی با بیست و یک سال سابقه از شهرستان بابل:

   درمراسم آغازین سال تحصیلی 92-93 حضور یک دانش آموز در انتهای صف که در کنار مادرش ایستاده بود، توجهم را به خودش جلب کرد. زمانی که به سمت او رفتم دیدم دانش آموز از ترس شروع به گریه کردن کرد. علت را از مادرش پرسیدم. مادرش گفت:« او سال قبل در یکی از مدارس سمنان درس می خواند. اما به دلیل تنبیه بدنی معلم از مدرسه دلسرد شده بود و ترس او از معلم به گونه ای شده بود که هفته ای دو یا سه جلسه غیبت می کرد. همین موضوع سبب شد که به درسش لطمه وارد شده و در فراگیری حروف و کلمات دچار مشکل شود و به مدرسه نیز علاقه ای نداشته باشد. امسال هم به شرط حضور من در کنارش، راضی به بازگشت به مدرسه شده است.»

   زمانی که موضوع را با مدیر مدرسه درمیان گذاشتم، بودن مادر در کنار دانش آموز را پذیرفت تا دانش آموز به مرور زمان با مدرسه انس یابد. من نیز صندلی مادر و دانش آموز را در کنار خودم قرار دادم تا بر کار آن ها نظارت داشته باشم. 

   روزها گذشت و 

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایمدرسه زیبا می شود / تهیه کننده: انیسه امیردهی
برچسب ها : مدرسه ,آموز ,دانش ,مادرش ,معلم ,دانش آموز

تجربه تربیتی/کبری غلامعلی تبار

:: تجربه تربیتی/کبری غلامعلی تبار
بسم تعالی تجربه ای از آقای حاج علی خادمی  آموزگارپایه پنجم:
سال89دریکی از مدارس پایین شهر سمنان معلم دبستان بودم به طورمعمول رابطه ی من با دانش آموزانم خوب وصمیمی بوده ،مدتی که ازشروع ترم گذشت متوجه شدم یکی ازدانش آموزان سر کلاس سرحال نیست ودائما درحال چرت زدن است، اوایل بامشورت سایر همکاران سعی کردم با تشویق یا جریمه اورا به درس علاقه مند کنم وسبب پیشرفت درسی  اوشوم وقتی ازین کارنتیجه نگرفتم احتمال دادم شاید کودک مشکل خانوادگی داشته باشد، از والدینش خواستیم به مدرسه بیایند ،درنگاه اول متوجه شدیم هردو والدین معتاد بوده و پس از تحقیق وبررسی مشخص شد آنها در کنار کودک مواد مصرف میکنند،بعد چند جلسه با خانواده و حتی تهدید آنها،کم کم دانش آموز به وضع بهتری در کلاس رسید وحتی در درس هم پیشرفت کرد.....#معلم می تواند با توجه به حالات دانش آموز درکلاس باعث پیشرفت او شود#
منبع : تجربه معلمان حرفه ایتجربه تربیتی/کبری غلامعلی تبار
برچسب ها : پیشرفت ,دانش ,دانش آموز

شهرک اعداد / بهاره نقدی زاده

:: شهرک اعداد / بهاره نقدی زاده

مریم نقدی زاده از شهرستان بابل در پایه اول، 20 سال سابقه تدریس دارم.

   همه معلم ها تجربه های بسیار زیادی دارند چون در تماس با بچه ها هستند به نظر من معلم های ابتدایی تجربه های بیشتری دارند، چون وقتی می خواهند درس یا موضوعی را برای دانش آموزان قابل درک و فهم کنند سعی می کنند از روش های جذابی استفاده کنند، که ممکن است این روش ها را از جایی یاد گرفته باشند یا اینکه خودشان روش ها را ابداع می کنند و  در همان لحظه فی البداهه به ذهنشان می رسد.

   من یک شاگرد داشتم که اختلال یادگیری داشت و نمی توانست مفهوم اعداد را به خوبی یاد بگیرد.

   پس با خودم فکر کردم که باید راه حلی انتخاب کنم تا در ذهنش این مفهوم پایدار شود.

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایشهرک اعداد / بهاره نقدی زاده
برچسب ها : نقدی زاده

جادوی محبت / نگارنده: مطهره محمدی کالی

:: جادوی محبت / نگارنده: مطهره محمدی کالی

   تجربه خاص آقای مهدی علیپور، مدیر دبستان پسرانه شهید موسوی زاده قائمشهر با 28 سال سابقه خدمت

   این تجربه مربوط به هفت سال قبل میباشد. روزی ایشان دانش آموزی را در مدرسه ثبت نام میکنند که تمامی مدیران سایر مدارس آن منطقه به دلیل سابقه دزدی از ثبت نام او سرباز میزدند. اما او با اقدامی جالب مسیر زندگی کودک را تغییر داده و اورا هدایت میکند.

ماجرا از زبان آقای علیپور:

   یکی از معضلاتی که در مدارس وجود دارد مسائل تربیتی بچه هاست. حدود هفت سال قبل دانش آموزی را در مدرسه ثبت نام کردم که بعد از ثبت نام وی از سایر مدارس با من تماس گرفتند و میگفتند: آقا شما بیچاره شدید! وقتی دلیل این سخنشان را جویا شدم گفتند: وقتی شما ایستاده اید او جیب شما را خالی میکند! 

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایجادوی محبت / نگارنده: مطهره محمدی کالی
برچسب ها : مدارس ,سایر مدارس ,دانش آموزی

ضرب سیمین / نوشته غراله اولادی قادیکلایی

:: ضرب سیمین / نوشته غراله اولادی قادیکلایی

شیده مهدی زاده هستم که در حال حاضر در راهبرد آموزشی و تربیتی مشغول به کار هستم.24 سال در حوزه ابتدایی در پایه های و پنجم و ششم سابقه کار دارم. 

   در  سال 79-80 در شهرستان قائمشهر ، در منطقه ی جاده نظامی در پایه ی پنجم دانش آموزانی داشتم که در زمینه ی  ریاضی به خصوص در مبحث جدول ضرب خیلی مشکل داشتند. به همین دلیل به آنها گفتم هر زمانی که به شما مسئله ای را که دادم ، برگه ای را که می خواهید حل کنید ستونی که مربوط به عدد 9 می شود را در ستون بالا بکشید و به ترتیب بنویسید که مثلا 9 ضربدر 1 می شود 9. 9  ضربدر 2 می شود 18. و به همین ترتیب که در جدول پایینتر می آمدیم گفتم: وقتی به 5 رسیدیم می گوییم 9 ضربدر 5 می شود 45 ، در همین حین، زمانی که قرار بود بگویم 7 ضربدر 9 می شود 63 تا یکی از دانش آموزان که خیلی از نظر درسی ضعیف بود و اسمش هم سیمین بود دستش را بالا برد و گفت: ( اجازه شما الان که 54 و 63 را گفتین من چیزی را متوجه شدم) من گفتم چه چیزی متوجه شدی؟؟ گفت من متوجه شدم که اگر جای یکان و دهگان را عوض کنیم ، به راحتی می توانیم قسمت پایین جدول را پر کنیم. بعد از او خواستم می توانی به جلو بیایی و برایمان توضیح دهی؟

 او به جلو آمد و وقتی که ضرب عدد یک تا پنج در ستون 9 را نوشت جای یکان و دهگان را عوض کرد و پاسخ بقیه اعداد هم بدست آمد. من هم او را تشویق کردم و به بچه ها گفتم از این به بعد زمانی که می خواهید  ضرب ستون 9 را انجام بدهید ، بگویید ضرب سیمین تا اینگونه پاسخ بقیه ضرب ها یادتان بیاید. علاوه بر اینکه او دانش آموز تنبلی بود و ما همیشه اورا تشویق می کردیم ، باعث شد کل کلاس ضرب ستون 9 را کاملا یاد بگیرند. 

منبع : تجربه معلمان حرفه ایضرب سیمین / نوشته غراله اولادی قادیکلایی
برچسب ها : ستون ,ضربدر ,گفتم ,سیمین ,متوجه ,زمانی ,پاسخ بقیه

رهاورد دوستی / نگارش فاطمه پرسته

:: رهاورد دوستی / نگارش فاطمه پرسته

تجربه ای از آقای حسن محسنی با29سال سابقه آموزشی

   در سالهای اولیه تدریسم، دانش آموزی داشتم که به شدت در درسهایش ضعیف بود و تصور من این بود که او حتما تنبلی می کند. پس در آن روزها برای حل این مشکل به تنها ایده ای که می اندیشیدم تنبیه بود. واز انواع شیوه های تنبیه برروی این دانش آموز استفاده کردم. اما متاسفانه بعد از گذشت چند ماه از سال تحصیلی هیچ پیشرفتی در درسهایش مشاهده نکردم.

   به همین خاطر تصمیم گرفتم مطالعاتی در این زمینه انجام دهم. یافته های علم روانشناسی به من آموخت برای حل این مشکل، این منم که باید تغییر روش و نگرش دهم. به همین خاطر از آن روز به بعد به آن دانش آموز نزدیک شدم و در دوستی را با او باز کردم. درحدی که در برخی از کارهایم از او مشورت می گرفتم. یا حتی در زنگ ورزش نیز همبازیش شدم. بسیاری از مسئولیت های کلاس را به اوسپردم. به گونه ای که علاقه شدیدی بین من و او ایجاد شد.

   بعد از این تغییر روش شاهد بودم که این دانش آموزدر تمام دروس پیشرفت چشمگیری کرد و خوشبختانه مسیر زندگیش عوض شد . رابطه دوستی ما همچنان ادامه دارد. درحال حاضر او از دانشگاه فارغ التحصیل شده و در یک اداره مشغول به کار است.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایرهاورد دوستی / نگارش فاطمه پرسته
برچسب ها : دانش ,دوستی ,همین خاطر ,دانش آموز

تقویت اعتمادبنفس / نوشته فاطمه پرسته

:: تقویت اعتمادبنفس / نوشته فاطمه پرسته

تجربه ای از معصومه صادقی با25سال سابقه آموزگاری(15سال از آن به پیش دبستانی اختصاص داشت)

   در سال تحصیلی جاری دانش آموزی دارم ،که در ابتدای سال از اعتماد بنفس بسیارپایینی برخوردار بود. عدم اعتماد بنفس او در تمامی کارهایش اعم از روخوانی، پاسخ دادن به پرسش، صحبت کردن در کلاس و....هویدا بود. مثلا در حین پاسخ دادن به پرسش های شفاهی می لرزید و اضطراب و استرس زیاد موجب شده بود دردرسهایش افت پیداکند. علاوه بر همه این موارد، متاسفانه این عدم اعتماد بنفس زمینه را برای بقیه دانش آموزان فراهم کرده بود که او را مورد تمسخر قرار دهند.

   به همین سبب مصمم شدم تا مشکل این دانش آموز را حل کنم. لذا از شیوه های متفاوتی بهره گرفتم. به عنوان مثال من هر وقت که بخواهم درس جدیدی بدهم، همواره شروع تدریسم را با روخوانی از متن درس شروع می کنم که دانش آموزان علاوه بر آشنایی اولیه با متن درس، درروخوانی نیزتقویت شوند. روز قبل از تدریس درس جدید به صورت مخفیانه به دانش آموز می گفتم که شب قبل از تدریس، متن درس را درخانه چند بار روخوانی کند و خودش را برای فردای آن روز آماده کند. فردای آن روز متن درس را به چند قسمت تقسیم کرده واز چند نفر می خواستم تا آن را بخوانند. از آنجا که دانش آموزان دیگرآمادگی نداشتند درحین خواندن من و من می کردند اما این دانش آموز خیلی روان متن را می خواند. در پایان من از بچه ها می پرسیدم که خودشان قضاوت کنند که چه کسی متن را بهتر و روان تر خوانده و همگی در کمال تعجب به آن دانش آموز اشاره  می کردند. این شیوه را در درسی مثل ریاضی نیز بکارگرفتم.

کم کم بودکه احساس کردم این دانش آموز اعتمادبنفس لازم رابدست آورده به گونه ای که قدرت اعلام حضور در جمع را پیدا کرد. همچنین شاهد بودم که این تقویت اعتماد بنفس موجب شده بودکه بقیه به خودشان اجازه ندهند او را مورد تمسخر قرار دهند.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایتقویت اعتمادبنفس / نوشته فاطمه پرسته
برچسب ها : دانش ,آموز ,بنفس ,آموزان ,دانش آموز ,اعتماد بنفس ,دانش آموزان ,قرار دهند ,مورد تمسخر

اقدامات کارساز/ نوشته فاطمه متو

:: اقدامات کارساز/ نوشته فاطمه متو

ارائه دهنده تجربه:آقای اسماعیل رستمی، سابقه کاری:27سال، سال کسب تجربه:سال سوم تجربه آموزشی

   در آن سالها در مدرسه محله" لل بند" قانونی وضع شده بود که معلم هرپایه باید با دانش آموزانش در مقاطع بالاتر همراه باشد، یعنی معلم سال سوم در سال بعد در پایه چهارم تدریس می کرد و همچنین دانش­ آموزانی که قبول شدند به مقاطع بالاتر بروند و آنهایی که مردود شدند، در همان پایه بمانند.

   در سال قبل تنها 4 نفر از 25 نفر پایه چهارم موفق به قبولی در خرداد ماه شدند. و معلم پایه چهارم به دلیل انتقالی به مدرسه دیگر و برای اینکه دانش آموزان از وی ناراضی نباشند، به همه 21 نفر دیگر مدرک قبولی شهریور دادند.

  آقای اسماعیلی در آن سال قبول کردند در پایه پنجم تدریس کنند. اما از اوضاع دانش­ آموزان آن مقطع بی خبر بودند. بعد از گذشت سه هفته، معلم راهنما  برای بررسی به کلاس پنجم آمدند. زنگ ریاضی بود و بچه ها درس صفحه17 بودند اما معلم راهنما از صفحه یک کتاب از دانش­ آموزان پرسش کردند. اما هیچ کس جواب درست نداد. دو بار دیگر خودشان تدریس کردند ولی باز هم دانش­ آموزان در پاسخگویی به سوالات عاجز شدند.

  آقای اسماعیلی به همراه معلم راهنما وارد دفتر شدند و بعد از بررسی پرونده دانش­ آموزان متوجه اوضاع آن­ها شدند.

  آقای اسماعیلی با یک موقعیت سخت مواجه شدند و می­دانستند که این دانش­ آموزان نیاز به تلاش بسیاری دارندچون آن­ها هنوز مباحث سال قبل را یاد نگرفته بودند.

  آقای اسماعیلی از آن روز به سراغ کتب روانشناسی و روش تدریس ­های مختلف رفتند و با کسب تجربه از معلمان با سابقه، با تلاش بسیار توانستند کمبودهای دانش­ آموزان را برطرف کنند . در پایان سال که امتحانات بصورت نهایی برگزار می­شد، دانش­ آموزان پایه پنجم با بهترین نمرات قبول شدند و در آن سال از 25 نفر دانش­آموز،20نفر در امتحانات قبول شدند و این امر جز با تلاش­های بی وقفه این معلم خستگی ناپذیر محقق نمی ­شد. آقای اسماعیلی آن سال را یکی از تجربه­ های شیرین خود معرفی کردند

منبع : تجربه معلمان حرفه ایاقدامات کارساز/ نوشته فاطمه متو
برچسب ها : آموزان ,دانش­ ,معلم ,پایه ,آقای ,اسماعیلی ,دانش­ آموزان ,آقای اسماعیلی ,پایه چهارم ,قبول شدند ,معلم راهنما

زبان گشایی / نگارش عارفه اسماعیلی

:: زبان گشایی / نگارش عارفه اسماعیلی

رقیه جعفرپور هستم با19سال سابقه تدریس در مقطع ابتداییپنج سال در پایه دوم تدریس می­کنم و حدود چهارده سال هم در آمادگی خدمت کردم. 

   یکی از خاطراتی که من دارم در دوره پیش دبستانی سال 86 - 85 بود که دانش آموزی داشتم که خیلی ساکت وخجالتی بود ورفیقی که داشت کرولال بود و با دانش آموزان دیگر رفیق نبود واگر دانش آموزان دیگر کاری انجام می­دادند می­گفتند: زهرا این کار را انجام داده است وچون زهرا هیچ دفاعی از خودش نمی­کرد و سکوت می­کرد ما هم فکر می­کردیم این اشتباه از او سر زده است.

    بنابراین یک روز تصمیم گرفتم او را به حرف بیاورم، زمانی که کاردستی درست می­کردیم تیکه ­های کاغذ رنگی به دانش آموز می­دادم تا به هم بچسباند.تیکه اول را که دادم دانش ­آموزانی که کارشان تمام شده بود گفتند: خانم معلم ما کارمان تمام شد، تیکه بعدی را به ما بدهید، وقتی به دانش آموزان تیکه بعدی کاغذ رنگی را دادم زهرا هم کارش را تمام کرده و دانش­ آموزان دیگر گفتند: زهرا کارش تمام شده است یک تیکه به او هم بدهید ولی من گفتم: هروقت زهرا خودش درخواست کرد من به او می­دهم. هر وقت هر دانش آموزی می­گفت: زهرا کاغذ رنگی می­خواهد شما به او بدهید ولی من بازهم گفتم: هروقت زهرا خودش گفت من به او می­دهم. تا اینکه زهرا دید من خیلی روی حرفم مصمم هستم که خودش باید بگوید ودرخواست کند که خانم معلم به من کاغذ رنگی بده، زبان باز کرد و گفت: خانم معلم، کاغذ رنگی می­خواهم، من هم گفتم: آفرین همین درست است، کاغذرنگی را به او دادم.

    یواش یواش همین زیربنایی شد که زهرا با من صحبت کند. جلسات بعد که دانش آموزان کاری یا اشتباهی می­کردند و میگفتند: زهرا انجام داد! زهرا میگفت: نه خانم معلم من انجام نداده­ ام، حالا کم کم خجالتی بودنش داشت برطرف می­شد و این ادامه پیدا کرد که تا زبان باز می­کرد من تشویقش می­کردم وتاجایی رسید که برنامه صبحگاهی سرصف را که هفته ا ­ی یکباربچه­ های آمادگی اجرا می­کردند، زهرا را می­آوردم سرصف و برنامه صبحگاهی را اجرا می­کرد و هنوزم هم هر وقت می­روم محل خیلی دوست دارد که مرا ببیند و آن روحیه خجالتی ­اش برای همیشه برطرف شد.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایزبان گشایی / نگارش عارفه اسماعیلی
برچسب ها : زهرا ,دانش ,رنگی ,کاغذ ,تیکه ,آموزان ,کاغذ رنگی ,دانش آموزان ,خانم معلم ,آموزان دیگر ,زهرا خودش

دوستی رنگ ها / نوشته مریم اعتصامی

:: دوستی رنگ ها / نوشته مریم اعتصامی

    خانم زهرا شکریان، معلم دارای 13 سال سابقه کاری یکی از تجربه های زیبای خود را در مقطع  پیش دبستانی با من در میان گذاشت.

    این معلم سخت کوش در درس هنر با راهکاری جالب ترکیب رنگ ها را به بچه ها آموزش دادند. ایشان در راستای یاددهی موضوع ترکیب دو رنگ آبی و زرد و تشکیل رنگ سبز ، شعری زیبا و کودکانه در باب همین موضوع برای بچه ها می خوانند.

سلام مداد زردم امروز نقاشی کردم

آهای مداد آبی بیداری یا که خوابی

آسمونو آبی کن روزشو آفتابی کن

می خوام چمن بکارم مدادشو ندارم

چمن که آبی رنگ نیست زرد که باشه قشنگ نیست

مداد آبی و زرد باید به من کمک کرد

رنگ شما هر دوتا میشه یه سبز زیبا

رنگو رو هم بزارید اینجا چمن بکارید

 چون شعر وزن و آهنگ زیبایی دارد حواس کودک ناخودآگاه به این شعر جلب می گردد و به سرعت نیز در ذهنش تثبیت می گردد. با آرزوی توفیق و سربلندی برای این معلم توانا... 

منبع : تجربه معلمان حرفه ایدوستی رنگ ها / نوشته مریم اعتصامی
برچسب ها : مداد ,معلم

آموزش نشانه ها در فارسی اول دبستان / سید محمد حسین رضایی مقدم 1

:: آموزش نشانه ها در فارسی اول دبستان / سید محمد حسین رضایی مقدم 1
در آموزش نشانه ها معلمان علاوه بر رعایت یک اصول کلی از یک سری تجربیات خودساخته استفاده می کنند تا اموزش را تسهیل کنند
 آقای سید حسن رضایی مقدم اشاره کردند که برای استفاده  از حواس مختلف بدن برای تسهیل آموزش از دانش آموزان میخواهم که نشانه های درس داده شده را بر روی دست یا پشت دوست خود با انگشت اشاره بنویسند و این باعث می شود علاوه برحس بینایی ، حس لامسه ی دانش آموز نیز تحریک شود .
   در گوشه ای از حیاط مدرسه مقداری ماسه در کنار باغچه وجود دارد که گاهی اوقات برای اموزش نشانه ها بچه ها را به حیاط برده و از آنها میخواهم تا نشانه ها را بر روی ماسه بنویسند . یا از مقوای قرمز کمک میگیرم. در این حالت دانش آموز حروف درشت نوشته شده روی مقوا را می برد . یا اگر در ان روز نقاشی داشته باشند از آنها  می خواهم که با گواش  حروف را بوسیله انگشت اشاره روی دفتر خود بنویسند.

مصاحبه از سید حسن رضایی مقدم /29سال سابقه تدریس در پایه ابتدایی/دبستان حاج ناصر مهدوی
منبع : تجربه معلمان حرفه ایآموزش نشانه ها در فارسی اول دبستان / سید محمد حسین رضایی مقدم 1
برچسب ها : دانش ,بنویسند ,اشاره ,مقدم ,رضایی ,آموزش ,رضایی مقدم ,دانش آموز ,انگشت اشاره ,آموزش نشانه

روش تدریس من / تهیه کننده زینب طبری

:: روش تدریس من / تهیه کننده زینب طبری

   من سید رحیم اسماعیلی تالشی هستم آموزگار پایه اول از شهرستان جویبار با سابقه تدریس ۲۵ سال و بالای ۱۵ سال در پایه اول  در خدمت بچه های این شهرستان و بچه های کشورمان ایران هستم.

   در مورد روش تدریس،  همه ی معلم ها از روش های تدریس مختلفی در کلاس استفاده می کنند که یکی از آن ها روش تدریس من است که به این شرح می باشد:

    در درس فارسی برای پرسش همیشه از درس اول تا درس مورد نظر سوال میپرسم. روزی که قرار است درس جدید را تدریس کنم از همه ی درس های پیشین ارزشیابی به عمل می آورم تا مطمئن شوم دانش آموزان مشکلی ندارند و به این ترتیب آموزش درس جدید را شروع میکنم.

 این روش تدریس را در تمامی دروس به کار می بروم تا برای دانش آموزانی که غیبت داشتند یا برای خواندن وقت نداشتند، یادآوری شود. زیرا در گذشته فقط درس مورد نظر را می‌پرسیدم و اگر گذری بر درس های گذشته داشتم  متوجه می شدم که در پاسخ دادن عاجز هستند. به همین دلیل در روش تدریس جدید، همیشه برای پرسش، از درس اول شروع می کردم و تا درس مورد نظر پیش می روم به این ترتیب همیشه درس های قبل مرور می شود و همیشه در ذهن آن ها خواهد ماند.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایروش تدریس من / تهیه کننده زینب طبری
برچسب ها : تدریس ,مورد

مهدیه اصغری /حروف الفبا

:: مهدیه اصغری /حروف الفبا
جناب آقای محمود اصغری آموزگار مقطع ابتدائی در دبستان ولی عصر شهنه کلا آمل با 28 سال سابقه یکی از خاطرات جالبش را در این دوران برایم تعریف کردند.این خاطره هر سال موقع تدریس حروف الفبا بخاطرشان می آید و با یادآوری آن لبخند می زنند . 
در پایه ی اول معمولا یک ماه اول آموزش کلمات ـ درست تلفظ کردن کلمات ، بخش و صدا کشی کلمات که صدای( اول ، وسط، آخر) را تشخیص دهندمربوط می شود . تعداد زیادی از کلمات را برای بچه ها مثال زدند مثلا کلمه توپ که یک بخش دارد با سه صدا و بسیار با دانش آموزان در این مورد کار کردند و این بار از انها خواستند که خودشان بخش و صداکشی کنند و چندین کلمه به آنها دادم که یکی از آن کلمات گاو بود و به یک دانش آموز گفتم آن را بخش و صداکشی کند و دانش آموز گفت گاو یک بخش  دارد و بجای اینکه صدای گاو را که گ ا و است را بگوید یک مرتبه صدای گاو را درآورد (ماماما..)
منبع : تجربه معلمان حرفه ایمهدیه اصغری /حروف الفبا
برچسب ها : کلمات ,دانش ,صدای ,دانش آموز ,حروف الفبا

معصومه نجفی سیار / حل مشکل خواندن دانش آموزان

:: معصومه نجفی سیار / حل مشکل خواندن دانش آموزان
تجربه از آقای تیغ خورشید معلم ابتدائی  با 23 سال سابقه در پایه ی ششم ابتدائی در سال گذشته بود که متوجه شدیم دانش آموزان در خواندن متون درس مخصوصا فارسی مشکل دارند در ابتدا از دانش آموزان تست خواندن گرفتیم و دریافتیم که آنها در خواندن سرعت ندارند و به صورت عبارت می خواندند و در گفتن معنی و مفهوم مشکل داشتند این موضوع را در شورای معلمین مطرح کردیم برای اولین بار در خواندن گفتیم تعداد غلط ها را بنویسند ، یکی از علت های خوب نخواندن این بود که آنها حروف را می شناختند ولی گنجینه لغاتشان کم بود . در طول ترم اول و دوم به صورت جداگانه کتاب داستان هایی که خودشان تهیه می کنند و کتاب داستان هایی که مدرسه به شما می دهد را بخوانید و خلاصه کنید و خلاصه آن را بیاورید و در راستای این کار یک کتابخانه در کلاس تشکیل شد در کلاس با نصب جعبه کوچک 17 جلد کتاب جمع آوری شد راهکار بعدی این بود که از مجلات رشد کمک گرفتیم و برای تقویت مهارت خواندن دانش آموزان از مجلات رشد آزمون گرفتیم در پایان هر ماه امتحان خیلی ساده ای از خواندن و درک مطلب .  به خانواده ها گفتیم یک جعبه در خانه بگذارند در حد بضاعت خانواده ها که در مضیقه نباشند . از خیری کمک گرفتیم و برای هر بچه ای کتاب تهیه کردیم از گروه سنی ب و ج در طول ترم روی جمله سازی و خواندن بچها کار کردیم و در پایان ترم خانواده ها نیز آمدند و خواندن بچه ها را دیدند که بهتر شده است . بچها در حضور خانواده ها هم متن را خواندند و هم مفهومش را بیان کردند در پایان اولین چیزی که بچه ها باید بدانند : در خواندن قوی باشند و هم بتوانند متن را خلاصه کنند .
منبع : تجربه معلمان حرفه ایمعصومه نجفی سیار / حل مشکل خواندن دانش آموزان
برچسب ها : خواندن ,کتاب ,خانواده ,دانش ,گرفتیم ,آموزان ,دانش آموزان ,خواندن دانش ,کتاب داستان ,داستان هایی

محبت قرص آرامش / گرد آورنده:عاطفه السادات بینش طریق

:: محبت قرص آرامش / گرد آورنده:عاطفه السادات بینش طریق

نام معلم:سرکار خانم ایران طاهری  با ۲۷ سال سابقه آموزگاری

از ایشان خواستم یکی از تجارب خود را در این سال­های کاری انتخاب کرده و در اختیار ما بگذارند ایشان هم پذیرفتند و صحبت هایشان را اینگونه شروع کردند:

سال ۸۹ مانند اغلب سال­ها معلم پایه چهارم شدم و از آنجایی که از سال قبل در آن مدرسه بودم میدانستم یکی از دانش­آموزان سوم که در مدرسه به دانش­آموز ناهنجار معروف بود یکی از دانش­آموزان من خواهد بود.

  می دانستم معصومه همیشه در کلاس روی تک صندلی می­نشیند و بقیه بچه­ها با او دوست نمی­شوند.او با دیگر بچه­ها کنار نمی­آمد و آن­ها را کتک می­زد و درس نمی­خواند و بسیاری از کارهای زشت مدرسه مانند دزدی و ... را به او نسبت می­دادند حتی اگر در آن دفعه کار او نبود. خلاصه معصومه انگشت نمای مدرسه بود.

   وقتی در سال ۸۹ معصومه دانش­آموز من شد او را کنار بقیه دانش­آموزان نشاندم و به بچه­ها گفتم در کلاس ما همه باهم دوست هستند و هیچ­کس جدا نمی­نشیند.به معصومه احترام می­گذاشتم و برای هر کار کوچک او تشویقش می­کردم. 

   با مادر معصومه صحبت کردم  متوجه شدم معصومه قرص آرامش اعصاب مصرف می­کند به او گفتم حتی اگر این­چنین است نگذارد این مسأله بیش از حد در معصومه تلقین شود. چندین بار با مادرش صحبت کردم از او خواستم در درس­ها به او کمک کند و در منزل به او بیشتر احترام بگذارد. اجازه ندهد دیگران به او بی­احترامی کنند. 

  زنگ تفریح­ها گاهی با معصومه صحبت می­کردم یا کمی در درس تمرین می­کردیمبه او محبت می­کردمبه ناظم و مدیر گفته بودم کسی نباید معصومه را از کلاس من بیرون ببرد و به او بی­احترامی کند یا به او تهمت بزند...

روزها به همین شکل می­گذشت و من معجزه را در رفتار معصومه می­دیدم دیگر با بچه­ها کنار می­آمد و شکایت­ها کم شده بود.در درس­هایش پیشرفت کرده بود دیگر از تهمت­ها خبری نبود.حتی سال بعد که از معاون مدرسه درمورد او پرسیدم ایشان گفتند دیگر آن رفتارها در او بروز نکرد و بسیار بهتر شده است.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایمحبت قرص آرامش / گرد آورنده:عاطفه السادات بینش طریق
برچسب ها : معصومه ,مدرسه ,بچه­ها ,صحبت ,می­کردم ,دانش­آموزان ,معصومه صحبت ,بچه­ها کنار

تقویت اعتماد به نفس / آزاده فتحی

:: تقویت اعتماد به نفس / آزاده فتحی

   با استاد صفایی، استاد آموزش ریاضی دانشگاه فرهنگیان مازندران مصاحبه ای انجام دادم. ایشان، 24 سال سابقه خدمت در آموزش و پرورش دارند. در این مصاحبه، یکی از تجارب با ارزششان را در اختیارم قرار دادند که طبق فرموده ایشان، این اقدام پژوهی که انجام دادند، رتبه ی کشوری نیز به خود اختصاص داد. 

   تجربه شان به این صورت است که در شانزدهمین سال خدمت ایشان، وقتی  در یکی از مدارس ابتدایی مشغول به خدمت بودند، متوجه دانش آموزی به نام سهیل شدند که مشکل عدم اعتماد به نفس داشت و این مشکل او باعث می شد تا تکالیفش را انجام ندهد. برای این کار، ایشان اقداماتی مثل جمع آوری شواهد و مدارک که شامل دفتر نمرات دانش آموز، معلم سال های گذشته، معلم همان سال، پدر و مادرش و همچنین از روش مشاهده نیز استفاده کردند. عاملی که مشکل سهیل را بیشتر می کرد این بود که مادرش خیلی بر تکلیف تأکید می کرد. ایشان از طریق مصاحبه با مادرش متوجه شدند که مادرش از وقتی سهیل از مدرسه می آمد تا ساعت5-6 غروب، با او  درس کار می کرد. 

   استاد صفایی توصیه هایی به مادرش دادند از جمله این که به سهیل فشار زیادی در انجام تکالیف وارد نکند. به دانش آموزان مدرسه هم توصیه می کرد که با او درگیر نشوند و به او احترام بگذارند. همچنین به معلمش هم تأکید کرد که تکالیف را کم کم به او بدهد تا او اعتماد به نفس خودش را به دست آورد. همه ی این اقدامات باعث شد که سهیل در آن سال به اعتماد به نفس کافی رسید.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایتقویت اعتماد به نفس / آزاده فتحی
برچسب ها : سهیل ,مادرش ,انجام ,مشکل ,دانش ,ایشان،

توقع زیادی / عادله عیسی نژاد

:: توقع زیادی / عادله عیسی نژاد

    مریم زمانی هستم، دارای 26 سال سابقه کاری هستم و درحال حاضر شغل معلمی را خیلی دوست دارم و از اینکه 4سال دیگر باید بازنشسته شوم، ناراحت هستم.

   یکی ازاولین خاطراتی که من دارم برای وقتی است که معلم شدم ورفتم سرکلاس، یک هفته ای بود که از بچه ها چیزهایی که در دانشگاه یاد گرفته بودم را میخواستم که هی امروز فلان مقوا،فردا آن یکی ابزارو ... خلاصه اینکه از بچه ها چیزهای زیادی را طلب کردم. 

   یک روز یکی از این بچه هایی که ترک بود،با لهجه ترکی با نمکی به من گفت: اجازه! می دانید پدرمن چه میگوید؟ میگوید خانم معلمتان بیکار است، خانم معلمتان پولدار است، نمیداند که ما پول نداریم که هی میگوید این و آن را بخرید.این بچه آنقدر شیرین حرفش را برایم گفت که تلنگری بهم وارد شد که متوجه بشوم که وقتی میگویند تفاوت فردی یا مکانی بی دلیل نیست زیرا من درخانواده ای بزرگ شده ام که این ها را درک نکرده ام ولی آن زمان متوجه شدم وقتی من حتی یک مقوا هم از آن ها میخواهم، شاید بعضی ها واقعا استطاعت آن را نداشته باشند.از آن به بعد، تا همین امروز سعی کردم چیزی را از بچه ها بخواهم که بتوانند بیاورند و هیچوقت اجباری در این مسئله نداشتم.این یکی از درس های خیلی بزرگی بود که من از شاگردانم گرفتم بجای اینکه به آن ها درس بدهم.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایتوقع زیادی / عادله عیسی نژاد
برچسب ها : اینکه ,خانم معلمتان

چرا تنبیه؟ / فاطمه متو

:: چرا تنبیه؟ / فاطمه متو

 

   خانم فرشته پرسته با 27 سال سابقه، در هفدهمین سال تجربه کاریشان در یک مدرسه روستای لفور، بعنوان مدیر آموزگار، هم مسئولیت مدیریت مدرسه را داشتند و هم معلم چهار پایه بودند.به دلیل مشغله زیاد کاری، فشار زیادی به ایشان وارد می­شد.

   در یکی از روزها که مشغول پرسش ضرب از دانش ­آموزان بودند، دو برادر دوقلو که سال قبل پدرشان را از دست داده بودند، در کلاس شیطنت می­کردند. خانم معلم از آن­ها پرسش کردند، عبدالله که پرتلاش بود، پاسخ درست می­داد ولی محمد به هیچ سوالی پاسخ درست نداد.

   خانم معلم عصبانی شدند و به وسیله خط کش چوبی، سه ضربه به کف دست محمد وارد کردند. محمد گریه کرد و با گریه نام پدرش را به زبان آورد، خانم معلم با شنیدن عبارت«باباجون»خط کش را به بیرون کلاس پرت کردند و بسیار ناراحت شدند.کنار محمد رفتند و پا به پای محمد گریه کردند. با گریه و صحبت با محمد، از او دلجویی کردند. از همان لحظه خانم معلم تصمیم گرفتند از روش دیگری برای تدریس و تشویق و تنبیه استفاده کنند. با بازی و مسابقه لذت آموزش را به دانش­ آموزان چشاندند. از آن روز با محمد دست دوستی دادند و هر دو تصمیم گرفتند، تمام تلاش خود را برای بهتر بودن، به کار گیرند.

بعد از گذشت چندین سال محمد به دیدار خانم معلم آمدند و با دادن خبر «من الان یک دندانپزشک هستم» از او تشکر کرد. 

منبع : تجربه معلمان حرفه ایچرا تنبیه؟ / فاطمه متو
برچسب ها : محمد ,معلم ,خانم ,خانم معلم ,محمد گریه ,پاسخ درست

مشکل زهرا/سپیده صنعتی اهنگر

:: مشکل زهرا/سپیده صنعتی اهنگر
«امیدوارم تمام معلم های ابتدایی بتوانند در ریشه یابی مشکلات دانش اموزان خود بپردازند چرا که دانش اموز بخصوص در مقطع ابتدایی توانایی بسیار بالایی برای پیشرفت دارد» این سطرها،بخشی از مصاحبه لذت بخش من با معلم گرانقدر،خانم درویش زاده که در زمان بسیار کوتاهی به من درس شیرین معلمی اموخت. خانم درویش زاده از مشکل زهرا،دانش اموز با استعداد خود،سخن گفت که اکنون به مرور این سخنان می پردازیم.
ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایمشکل زهرا/سپیده صنعتی اهنگر
برچسب ها : درویش زاده

آموزش آب/فاطمه یوسف زاده

:: آموزش آب/فاطمه یوسف زاده
من اعظم السادات قاسم تبار،  لیسانس آموزش ابتدایی با ده سال سابقه تدریس هستم.
  یک روز هوا بارانی بود و باران نم نم  می بارید.  فرصت را برای آموزش درس آب مناسب دیدم، درحالیکه هنوز به درس آب نرسیده بودیم. به دلیل سن کم دانش آموزان و مشکلات بیرون رفتن از مدرسه این بهترین فرصت برای آموزش آب بود. 
ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایآموزش آب/فاطمه یوسف زاده
برچسب ها : آموزش ,برای آموزش

دخترک نابینا/سحر محرابی

:: دخترک نابینا/سحر محرابی
بسمه تعالی تجربه ی کلاسی  خانم زارعی  در اولین سال  تشکیل  پایه ی ششم  در مدارس ابتدایی:در گفت و گویی که با خانم زارعی داشتم، ایشان  توضیح دادند 
در سال1391 - اولین سال تشکیل پایه ی ششم در مدارس ابتدایی - دانش آموز نابینایی که پایه ی ششم ابتدایی بود در کلاسم حضور یافت.  ایشان از مشکلاتشان در آن زمان گفتند: از جمله اینکه کتاب ها تغییر کرده بود و  این دانش آموز کتاب جدیدی نداشت و علاوه بر آن خود ایشان هم خط بریل را بلد نبودند. دخترک نابینا هم اوایل نمی توانست ارتباط خوبی با معلم و دانش آموزان برقرار کند و با آن ها همکاری نمی کرد.خانم ساجدی توانستند  با این دانش آموز ارتباط خوبی برقرار کنندو او را به سمت خود بکشانند. دانش آموز خط بریل واعداد ریاضی را برای خانم زارعی ترجمه  می  کرد و ایشان هم صداهای دروس را که توسط دانش آموزان خوانده می شد، ضبط می کردند و به او می دادند. خانم زارعی گفتند که این دانش آموز  در نهایت  فعالیت های کلاسی مانند بافتنی را از دیگر دانش آموزان کلاس بهتر انجام می داد و با معدل .../19  فارغ التحصیل شد؛ همچنین  ایشان بیان کردند ارتباطشان با این دانش آموز همچنان برقرار است.
منبع : تجربه معلمان حرفه ایدخترک نابینا/سحر محرابی
برچسب ها : دانش ,آموز ,خانم ,ایشان ,آموزان ,برقرار ,دانش آموز ,خانم زارعی ,دانش آموزان ,ارتباط خوبی ,دخترک نابینا

تدریس آیة الکرسی به شیوه ای ساده / فاطمه پرسته

:: تدریس آیة الکرسی به شیوه ای ساده / فاطمه پرسته

تجربه ای از خانم سلیمه محمدی با8سال سابقه آموزگاری

   خانم محمدی بیشتر سابقه شان را به تدریس در پایه سوم ابتدایی اختصاص دادند.

   از آنجا که در پایه سوم دبستان ، دانش آموزان موظفند، آیه الکرسی را حفظ کنند، اما طولانی بودن عبارات آن، این عمل حفظ کردن را برایشان قدری سخت نموده  بود. علاوه بر همه این موارد  اهمیت آیه الکرسی و خیر و برکات معنوی آن و سفارش مکرر بزرگان و معصومین در این باره، موجب شده بود که معلم به حفظ شدن این آیات توسط دانش آموزان توجه مضاعفی نشان دهد. شیوه اولیه ای که معلم در این زمینه بکار گرفت از این قرار بود که وقتی موعد آن فرا می رسید، از دانش آموزان می خواستند که به یکباره و با تکرار و تمرین فراوان درطی چند روز متوالی آن را حفظ کنند. اما دانش آموزان با وجود ممارست و سعی فراوان، در این زمینه اظهار ناتوانی می کردند وآنچنان که باید وشاید این اقدام به نتیجه نمی رسید و خانم معلم نیز در این زمینه از نتایج کارش ناراضی بود.

به همین سبب تصمیم گرفتند

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایتدریس آیة الکرسی به شیوه ای ساده / فاطمه پرسته
برچسب ها : دانش ,آموزان ,زمینه ,الکرسی ,معلم ,دانش آموزان

عشق ومحبت / نوشته عارفه اسماعیلی

:: عشق ومحبت / نوشته عارفه اسماعیلی

تجربه­ ای از سرکار خانم مریم جعفرپور با 19سال سابقه معلمی در مقطع ابتدایی

    سال 1391در پایه دوم دانش­ آموزی داشتم که حرف زدن بلد نبود یعنی نمی­توانست جملات را ادا کند حتی زمانی که جمله­ ای به من میگفت چند لحظه باید صبر می­کردم ویا باید دوباره تکرار می­کرد وگاهی اوقات هم دانش آموزان ترجمه­ اش می­کردندکه او چی گفته است. 

   من دیدم دانش آموز عمرش در کلاس دارد به هدر می­رود، از مدیر خواستم او را معرفی کند به مدارس استثنایی، آقای مدیر گفتند: 

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایعشق ومحبت / نوشته عارفه اسماعیلی
برچسب ها :

ضعف درروخوانی قرآن/فاطمه جانی خلیلی

:: ضعف درروخوانی قرآن/فاطمه جانی خلیلی
بسمه تعالی مصاحبه با آقای عبدالله عابدی، بیست و پنج سال سابقه خدمت.
سالها پیش هنگامی که کار خود را در یکی از کلاس ها شروع کردند یک ماهی از تدریس گذشته بود و شناخت کافی از دانش آموز پیدا کرده بودند که متوجه شدند یکی از دانش آموزان درس قرآن را یاد نمی‌گیرد و برایشان سوال بود که چگونه یادگیری برای شاگرد حاصل شود.با خود گفتند که تمام صفحات قرآن یکی است یعنی اگر دانش آموز یک صفحه از قرآن را به خوبی یاد بگیرد همان اصول و نکات ظریف قرآنی در صفحات دیگر هم مشاهده می شود.روزی در کلاس به این دانش آموز گفتند که اگر در دو ماهی که به او فرصت می دهند بتواند یک صفحه ای که مشخص شده است را از رو بخواند تا اگر غلطی مشاهده شد اصلاح شود و اگر ندارید من در پایان ترم همان یک صفحه را از شما امتحان خواهم گرفت.و این کار انگیزه ای برای دانش آموز شده بود تا نهایت تلاش خود را برای امتحان پایانی بکند.وقتی دو ماه شد از دانش آموز خواستند تا آن صفحه را برایشان رو خوانی کند، چند غلط داشت و آقای عابدی گفتند که اشکالی ندارد آن هم تا پایان ترم اصلاح می شود در همین حال به دانش آموز گفتند که صفحه بعد آن را هم میتوانی بخوانی؟دانش آموز ورق زد و شروع به خواندن کرد او توانست کم و بیش این صفحه را هم بخواند و خودش هم تعجب کرده بود که این صفحه هم شبیه به صفحه ای است که باید برایش آماده می شد.در پایان نوبت روخوانی قرآن باید انجام می شد دانش آموز جلو آمد و گفت: آقا جز آن صفحه ای که شما گفتید می توانم صفحه دیگری را هم بخوانم.ترس دانش آموز از شکل ظاهری صفحات قرآن که بنظر سخت می رسید کاملا فرو ریخته بود، در آن روز آقای عابدی بسیار خوشحال شدند و دیدند که یادگیری به بهترین نحو انجام شد.
منبع : تجربه معلمان حرفه ایضعف درروخوانی قرآن/فاطمه جانی خلیلی
برچسب ها : صفحه ,آموز ,دانش ,قرآن ,گفتند ,آقای ,دانش آموز ,آقای عابدی ,صفحات قرآن ,آموز گفتند

خمیازه ممنوع / نوشته یاسمن عباسی

:: خمیازه ممنوع / نوشته یاسمن عباسی

سید رحیم طالشی آموزگارپایه اول

        یکی از کارهایی که از همان اول مهر در کلاس شروع به انجام آن می کنم، مساله خمیازه کشیدن دانش آموزان است.
    درصورتی که شاگردی خمیازه بکشد با آن برخورد می کنم البته  نه برخورد بدنی بلکه با سیاست های خاص خودم آن هارا متوجه می سازم.
  از آن جایی که زیربنای رفتاری دانش آموزان در اول ابتدایی و پایه های پایین تر مشخص می شود، بیشتر اعمال تربیتی معلم باید در این سنین باشد.
    در اوایل مهر شاگردان با خواب آلودگی به مدرسه می آمدند اما بعد از یکی دو هفته این رفتار کاملا برایشان نهادینه شد که با خمیازه در این کلاس برخورد می شود. پس آن ها   هم به تدریج این رفتار را در خود خاموش کردند.
وقتی شاگردی خمیازه می کشد یعنی دقت و توجه او در آن لحظه کم است و به درس گوش نمیدهد و کلاس برایش ملال آور می باشد.

منبع : تجربه معلمان حرفه ایخمیازه ممنوع / نوشته یاسمن عباسی
برچسب ها : خمیازه ,برخورد ,کلاس ,شاگردی خمیازه ,دانش آموزان

هنر امید پروری / فائزه نور علیزاده گنجی

:: هنر امید پروری / فائزه نور علیزاده گنجی


موضوع:  هنر امید پروری ( دانش آموزی که لکنت زبان داشت واز شرکت در گروه سرود نا امید شده بود و با تلاش این معلم موفق شد در گروه سرود شرکت کند)

 گزارش :

   این جانب شهربانو تفرشی از معلمان آموزش وپرورش بابل هستم، با 25 سال سابقه که 10 سال آن را در مقطع ابتدایی مشغول بودم که این 10سال را در دو مدرسه به نام کمیل موزیرج و هفت تیر خورشید کلا بودم.    همانطور که می دانید فعالیت پرورشی فعالیت گسترده ای است که دارای شاخه های متعددی است که هر شاخه زیر مجموعه متنوعی دارد، که یکی از این شاخه ها فعالیت هنری می باشد که زیر مجموعه ی آن سرود است. 

   هنگامی که در مدرسه هفت تیر خورشید کلا مشغول به کار بودم یکی از دانش آموزان پایه سوم را که علاقه ی خاصی به سرود داشت ودر عین حال لکنت زبان داشت با اقدامی که انجام دادم موفق شدم با توجه به مشکلش او را در گروه سرود شرکت دهم وهمین امر موجب شده بود که او هم در امر آموزش وهم در امر پرورشی  موفق تر عمل کند زیرا امید اورا با اقداماتم مجدد زنده کردم. 

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایهنر امید پروری / فائزه نور علیزاده گنجی
برچسب ها : سرود ,امید ,شاخه ,فعالیت ,موفق ,شرکت ,گروه سرود ,سرود شرکت ,زبان داشت ,لکنت زبان ,امید پروری

معجزه ی محبت / سیده فاطمه مختاری

:: معجزه ی محبت / سیده فاطمه مختاری

   من سید علی عبداللهی هستم 24سال سابقه ی کار دارم. خاطره ایی که می خواهم خدمت شما تعریف کنم بر می گردد به سال های 84-85. من در آن زمان معلم راهنما بودم. به یکی از مدارس روستایی رفتم. وارد کلاس درس پایه ی چهارم شدم. معلم کلاس ادعا می کرد یکی از دانش آموزانش نه می تواند بخواند , نه می تواند بنویسد و نه در هیچ یک از کارهای کلاسی مشارکت می کند.

   در همان دقایق اولیه کلاس درس ,کمی با معلم صحبت کردیم و ویژگی های شناختی ,اخلاقی و اجتماعی آن دانش آموز را رصد کردیم. برداشت شخصی من براین بود که این دانش آموز بیشتر دچار طلاق عاطفی در کلاس شده است.یعنی کمتر مورد توجه معلم و دیگر دانش آموزان و حتی مدیر مدرسه و چه بسا که مورد بی توجهی والدین قرار می گیرد. چون پدر و مادر او کمی باهم مشکل داشتند. لذا از معلم اجازه گرفتیم و خواستیم که چند بازی سر کلاس درس انجام دهیم و این دانش آموز را پای کار بیاوریم. ببینیم آیا واقعا در شرایطی که دانش آموز مورد توجه قرار می گیرد آیا در کیفیت یادگیری او اثر می کند؟! یا نه واقعا بی توجه است؟!

ادامه مطلب
منبع : تجربه معلمان حرفه ایمعجزه ی محبت / سیده فاطمه مختاری
برچسب ها : دانش ,معلم ,کلاس ,آموز ,توجه ,مورد ,دانش آموز ,مورد توجه

ترکیب حروف مانند پنکه/ نگارش زینب طبری

:: ترکیب حروف مانند پنکه/ نگارش زینب طبری

کوچکی هستم. با ۲۵ سال سابقه که حدود ۱۵ سال در پایه اول سابقه تدریس دارم.

   در طول مدتی که شاگرد داشتم همیشه از ۳۵ نفر بیشتر بودند اما امسال که تعداد آن خیلی کمتر یعنی ۱۷ نفر است نتوانستم خیلی موفق باشم. 

   خواستم یک روشی به کار ببرم تا دانش آموزان بتوانند ترکیب را یاد بگیرند چون در ترکیب خیلی ضعیف هستند. 

   روزی ناگهان یادم آمد که:

    بچه ها! پنکه چگونه حرکت می کند؟ آن ها گفتند خیلی سریع حرکت می کند. 

   گفتم شما هم در ترکیب و حرف زدن و گفتن کلمات برای اینکه حروف ها را جفت کنید و کلمه بسازید مانند پنکه باید سریع عمل کنید مثلا ترکیب (ب +آ)  را جدا از هم نخوانید و (با) تلفظ کنید. 

   از فردای آن روز متوجه شدم که همه دانش آموزان به درک و فهم ترکیب رسیدند و یاد گرفتند اما در به کار بستن کمی تنبل بودند و تند ترکیب کردن و گفتن را بلد نبودند اما به ترتیب و با این روش به سرعت عمل آن ها افزوده شد و یاد گرفتند و با این کار موفق شدم.

 

منبع : تجربه معلمان حرفه ایترکیب حروف مانند پنکه/ نگارش زینب طبری
برچسب ها : ترکیب ,خیلی ,پنکه ,مانند پنکه ,دانش آموزان

حذف پاک کن / یاسمن عباسی

:: حذف پاک کن / یاسمن عباسی

 

آموزگار: سید رحیم طالشی

پایه: اول دبستان

سابقه تدریس:25سال

سابقه تدریس در اول دبستان: 15سال

شهر:جویبار

 

  تجربه: از کارهای جالب و موفقیت آمیزی که در کلاس همواره انجام می دهم عدم استفاده از پاک کن در کلاس می باشد. که این کار بخصوص در پایه های پایین تر به نظر من ضروری می باشد.  این کار من هم از طرف مسئولین مورد توجه قرار گرفت.

 از نظر من هرچه دانش آموزان از پاک کن کمتر استفاده کنند, دقت وتمرکز آن ها بالارفته و همچنان خوش خط تر می شوند. به طور مثال هرگاه بخواهند کلمه ای را بنویسند وقتی بدانند که نمی توانند خطای خود را اصلاح کنند, با دقت بیشتری می نویسند مثلا برای نوشتن کلمه (بابا) به دقت هجی کرده و می نویسند.

از نظر من پاک کن بر یادگیری تاثیر منفی می گذارد

منبع : تجربه معلمان حرفه ایحذف پاک کن / یاسمن عباسی
برچسب ها : سابقه تدریس

دوستی دشمن ترس / فاطمه متو

:: دوستی دشمن ترس / فاطمه متو

تجربه:آقای کیوان محمدزاده      

سابقه کاری:27سال. سال کسب تجربه: سال پنجم تدریس در پایه اول ابتدایی

آقای محمدزاده در سالهای اول خدمت در آموزش و پرورش در مدارس روستا به تدریس مشغول بودند.در پنجمین سال تدریس ایشان،که آموزگار پایه اول ابتدای بودند،در روزهای اول مهر،دانش آموزی در کلاسشان حضور داشت که هیچ علاقه ای به مدرسه و کلاس درس نداشت.او مدام بهانه می گرفت و برای اینکه از کلاس درس دور باشد و به خانه برود،از سر درد و شکم درد ناله می کرد.

   در روزهای اول آقای محمدزاده تصور می کردند که دانش آموز راست می گوید،اما بعد از صحبت با والدین کودک ،تصمیم گرفتند که برای چند روز والدین کودک او را در مدرسه همراهی کنند کودک کمی با مدرسه انس بگیرد.هفته اول مادرش در مدرسه حضور داشت،اما هیچ پیشرفتی در ایجاد تمرکز دانش آموز در کلاس حاصل نشد.برای هفته دوم ار پدر دانش آموز درخواست کردند تا او را همراهی کند،اما باز هم کودک بهانه گیری می کرد و هیچ علاقه ای به مدرسه نشان نمی داد.

در این مرحله آقای محمدزاده تصمیم گرفتند تا از راه دیگری وارد شوند.در زنگی که بچه ها باید مشق می نوشتند، به سایر دانش آموزان تکلیف نوشتاری دادند و به همراه این کودک به حیاط مدرسه رفتند. بعد از کمی صحبت با او ،با او توپ بازی کردند و از طریق بازی با کودک دوست شدند و در حین بازی با او شوخی می کردند و با تشویق های کلامی انگیزه بازی را در وی بیش تر کردند.

کودک آن قدر محو معلمش شده بود که دیگر به پدرش که در گوشه حیاط ایستاده بود توجهی نداشت و دست در دست معلمش وارد کلاس شد.از آن روز به بعد،کودک دیگر بهانه نمی گرفت و ترس از مدرسه از وجودش دور شد.
منبع : تجربه معلمان حرفه ایدوستی دشمن ترس / فاطمه متو
برچسب ها : مدرسه ,کودک ,بازی ,دانش ,کلاس ,آقای ,آقای محمدزاده ,دانش آموز ,والدین کودک

محل قرارگیری آمارگیر www.datagozar.com

پاپ کده | کسب درآمد از پاپ آپ چیست , کسب درآمد از پاپ آپ در بلاگفا , کسب درامد از پاپ آپ خارجی , کسب درآمد با پاپ آپ , اس پاپ آپ - سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد ازطریق پاپ آپ , کسب درآمد از اینترنت پاپ آپ , کسب درامد اینترنتی پاپ اپ , اموزش کسب درامد از پاپ اپ , نحوه کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از پاپ آپ , بهترین سایت کسب درآمد از پاپ آپ , اسکریپت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از پاپ اپ فیس نما , بهترین سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد بالا از پاپ آپ , بیشترین کسب درامد از پاپ اپ , کسب درآمد از بهترین پاپ آپ ها , بهترین سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , چگونه از پاپ اپ کسب درامد کنیم , نحوه کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درامد از طریق پاپ آپ - poppop , معرفی سایت های کسب درآمد از پاپ آپ , معرفی سیستم کسب درآمد از پاپ آپ , سامانه کسب درآمد از پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ , سیستم کسب درآمد از طریق پاپ آپ , کسب درآمد از راه پاپ آپ , سایت کسب درآمد از پاپ آپ شرکت راه گستر قرن , چگونگی کسب درآمد از پاپ آپ , کسب درآمد از تبلیغات پاپ آپ